تبليغاتX
بانو
پیامبر اکرم (ص) :

با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید ،

پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 12:53  توسط ف.ی | 

رسول اکرم (ص) ضمن بیان آن وضعیت خطرات ناشی از آن را گوشزد نموده و امت اسلامی را نسبت به فرو رفتن در این منجلاب هشدار داده است و ضروری ست زنان در عصر غیبت گوش جان به این موعظه گرانقدر سپرده و همچون دیدبانی بصیر و آگاه و به عنوان فرهنگ سازان جامعه، با آگاهی نسبت به خطرات، خود و جامعه را از این مرداب وحشتناک برهانند.

حجاب و عفاف گوهر ناب

زن اگر در جایگاه واقعی خود در عالم هستی قرار گیرد، موجودی است نجات دهنده و حیات بخش. در غیر این صورت تبدیل به موجودی می‌گردد که یک جامعه را به سوی انحطاط می‌برد.
گویند روزی پیامبر اکرم (ص) در جمع صحابی خود فرمودند: "چگونه می‌شود حال شما هنگامی که زن های شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند و شما نیز به جای امر به معروف امر به منکر و نهی از معروف نمایید! معروف را منکر بپندارید و منکر را معروف!"
اصحاب با تعجب سؤال کردند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد؟ پیامبر (ص) فرمودند: "بلی، بدتر از این هم خواهد شد".
و بعد پیامبر به بیان تفصیلی تر وضعیت دوران آخرالزمان پرداختند و فرمودند: "هنگامی که زنها برای طمع دنیا در داد و ستد همسرانشان شرکت کنند. مردها خود را به صورت زنها و زنها خود را به صورت مردها در می آورند".
"لعنت خدا بر زنانی که خود را به صورت مرد در می آورند و مردانی که خود را به صورت زن در می‌آورند". علت اینکه پیامبر با این تندی از زنان و مردان آخرالزمان سخن می گویند، شاید به جهت این است که آنها از ناموس خلقت و آیین فطرت بیرون رفته اند وسنت های حاکم بر نظام آفرینش را زیر پا نهاده و با سرشت خویش درافتاده اند.

حضرت در ادامه می‌فرمایند: "زنا دادن به صورت یک فضیلت برای زن بازگو می شود، دیگر منتظر شب نمی شوند که تاریکی آنها را بپوشاند، زیرا جرأت بر خدا به آن حد می رسد". محمد باقر مجلسی در بحار الانوار می نویسد: یعنی دیگر نیازی به مخفی کاری نیست، بلکه آشکارا گناه می‌شود.

وی در جایی دیگر از بحار الانوار می‌نویسد؛ امام محمد صادق (س) نیز می‌فرمایند: "در دوره آخرالزمان، بعضی از مردان از راه فساد زنان درآمد کسب می‌کنند". بنگاه های سرمایه داری عظیم در حال حاضر که به خرید و فروش زنان می پردازند مؤیدی بر این مطلب است.

رسول خدا (ص): در آخر امت من، مردانی پیدا می‌شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن و عور هستند.

رسول خدا در ادامه توصیف خود از وضعیت آخرالزمان چنین می‌فرمایند: "در آخر امت من، مردانی پیدا می شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن وعور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمی شنوند، انها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا به دور هستند".

مجلسی در بحار الانوار از پیامبر می نویسد که فرموده اند: "هنگامی که ببینی زن از همسرش مطلع است که او با هم جنس خود رابطه دارد (هم جنس بازی می کند) و به روی او نمی آورد و می بینی که در بهترین خانه ها زن تشویق می شود که فسق و فجور کند".

جامعه پیش از ظهور جامعه ای مملو از فساد و بی بندوباری اخلاقی است واز جمله فساد رایج در دوره آخرالزمان، رواج هم جنس بازی ست. به صورتی که جنبه قانونی پیدا می کند و به آن رسمیت داده می شود واگر کشوری زیر بار این فساد نرود، به آن متعرض می شوند و او را مورد تمسخر قرار می‌دهند.

محمد بن مسلم می‌گوید به امام باقر (ع) عرض کردم: "قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد" امام فرمودند: "آنگاه که مردها خود راشبیه زنان نمایند و زنها خود را شبیه مردان، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان".
و در حدیث دیگری امام صادق (ع) فرمودند: "در آن زمان زنان را می بینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمه ای ندارند".

آمار بالای دختران در برخی ممالک اسلامی که خود را در بازارهای تجارت دختران جوان در کشورهای اروپایی در معرض فروش قرار می دهند، حکایت از تحقق این روایت دارد.

مجلسی در جایی دیگر از بحارالانوار می‌آورد: "زنها را می بینی که با زنها آمیزش می کنند و زنها و عور می‌باشند و زینت هایشان را آشکار می کنند و از دین بیرون می روند و به فتنه ها می‌گرایند و به سوی شهوت ها و لذت ها می شتابند، محرمات الهی را حلال و در جهنم جاودان هستند. هنگامی زنان را می بینی که با خشونت با همسرانشان رفتار کنند و آنچه او نمی خواهد انجام دهند و...".

حضرت علی (ع) نیز می‌فرمایند: "در آخرالزمان، زنان به خاطر حرص به دنیا، در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند".
شاید این روایت اشاره به آن داشته باشد که زنان در بازی ثروت اندوزی سرمایه داران، بی توجه به این لطف الهی که آنان را از وظیفه تأمین مایحتاج و مخارج زندگی فارغ کرده است، دوشادوش مردان از صبح تا شام را در شرکتها و کارخانجات سپری می کنند و فرزندان و خانواده خویش را از نعمت تربیت و عاطفه ورزی محروم می‌نمایند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 23:59  توسط ف.ی | 
فرا رسیدن ماه ربیع مبارک.

 

مجري جوان محجبه صدا و سيما

بدون هيچ مقدمه اي ميرم سر اصل مطلب وقتي شما يك مجري تلويزيون رو كه با حجاب كامل توي خونه هاي شما مياد اون هم يه مجري جواني كه ميتونه مثل همه دختر خانومهاي هم سن و سال خودش جووني كنه چه حسي به شما دست مي ده؟!... 

ممكنه در مرحله اول اين فكر رو بكنين كه شايد مقررات تشكيلاتي اين موقعيت رو براش پيش آورده باشه .....

اما وقتي به اين مسئله پي مي برين كه خودش با جان و دل اين پوشش رو انتخاب كرده و براش افتخار هم ميكنه اون موقع هست كه شما هم با افتخار به نيت اين مجري جوان مي باليد و كلمه آفرين رو نثار اين جوان مي كنيد......

اين مجري جوان محجبه صدا و سيما و گوينده راديو كسي نيست به جز مژده لواساني كه با مجري گري خوب خودش به جرات يكي از مجريان ممتاز صدا و سيما به شمار مياد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 23:58  توسط ف.ی | 
عید مبارک.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 21:42  توسط ف.ی | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 22:34  توسط ف.ی | 

دان هرولد (Don Herold) كاریكاتوریست و طنزنویس آمریكایى در سال ١٨٨٩ در ایندیانا متولد شد و در سال ١٩٦٦ از جهان رفت. دان هرالد داراى تالیفات زیادى است؛ اما قطعه كوتاهش "اگر عمر دوباره داشتم..." او را در جهان معروف كرد.

این قطعه کوتاه ولی پرمعنا را بخوانید:

البته آب ریخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوین نشده كه فكرش را منع كرده باشد. اگر عمر دوباره داشتم، مى‌كوشیدم اشتباهات بیشترى مرتكب شوم. همه چیز را آسان مى‌گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله‌تر مى‌شدم. فقط شمارى اندك از رویدادهاى جهان را جدى مى‌گرفتم. اهمیت كمترى به بهداشت مى‌دادم. به مسافرت بیشتر مى‌رفتم. از كوه‌هاى بیشترى بالا مى‌رفتم و در رودخانه‌هاى بیشترى شنا مى‌كردم. بستنى بیشتر مى‌خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بیشترى مى‌داشتم و مشكلات واهى كمترى.

آخر، ببینید، من از آن آدم‌هایى بوده‌ام كه بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى كرده‌ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته‌ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشى بیشتر مى‌داشتم. من هرگز جایى بدون یك دَماسنج، یك شیشه داروى قرقره، یك پالتوى بارانى و یك چتر نجات نمى‌روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك‌تر سفر مى‌كردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى‌رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى‌دادم. از مدرسه بیشتر جیم مى‌شدم. گلوله‌هاى كاغذى بیشترى به معلم‌هایم پرتاب مى‌كردم. سگ‌هاى بیشترى به خانه مى‌آوردم. دیرتر به رختخواب مى‌رفتم و مى‌خوابیدم. بیشتر عاشق مى‌شدم. به ماهیگیرى بیشتر مى‌رفتم. پایكوبى و دست افشانى بیشتر مى‌كردم. سوار چرخ و فلك بیشتر مى‌شدم. به سیرك بیشتر مى‌رفتم.

در روزگارى كه تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى‌كنند، من بر پا مى‌شدم و به ستایش سهل و آسان‌تر گرفتن اوضاع مى‌پرداختم. زیرا من با ویل دورانت موافقم كه مى‌گوید:

"شادى از خرد عاقل‌تر است."

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 12:15  توسط ف.ی | 

باران باران دریغ، ما تر نشدیم

با خاک ضریح تو برابر نشدیم

هی بال زدیم سمت ایوان طلا

افسوس که یک لحظه کبوتر نشدیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 18:50  توسط ف.ی | 

من پنجره ای باز شده رو به شمایم

 دیوار نمی خواست که خود را بسرایم

ماندم که در آن آجر و این شیشه چه فرقی است

 وقتی که کسی گوش ندارد به صدایم

 

محمدعلی بهمنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 18:49  توسط ف.ی | 

به نام او و به یاد مهدی(عج)

به نام خدایی که در این نزدیکیست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 18:45  توسط ف.ی |